|
بی تو طوفان زده ی دشت جونونم سیده افتاده بخونم تو چه سان میگذری غافل از اندوه درونم بی من ازکوچه گذرکردی و رفتی بی من از شهرسفرکردی و رفتی قطره ای اشک درخشیدبه چشمان سیاهم تاخمه کوچه به دنبال تو لغزیدنگاهم توندیدی نگهت هیچ نیوفتادبه راهی که گذشتی چون درخانه ببستم دگر از پای نشستم گویی یازلزله آمد گویی یا خانه فرو ریخت سر من بی تو من درهمه ی شهرغریبم بی تو کزنشنود از این دل بشکسته صدایی برنخیزد دگر از مرغک پربسته نوایی توهمه بودونبودی توهمه شعروسرودی چه گریزی ز بر من که ز کوهت نگریزم گربمیرم ز غمه دل باتوهرگز نستیزم منویک لحظه جدایی نتوانم نتوانم بی تومن زنده نمانم..... ادامه مطلب
مثل تو ميان مهرباني و تاريكي
هرگز نخواستم باورت كنم؛ تو خيلي بي ارزشي. فقط براي حماقت هاي ذهن خيانتكارم اشك ميريزم.
تو يك قرباني معصوم
اين صداي تو بود كه مرا مدهوش مي ساخت هرگز نخواستم كه قلبا در اختيارت باشم
شايد هنوز هم شب ها به ياد خنده هاي بچگانه ام لبخند مي زني!
گوش كن
فرياد قبر ها عشق گمگشته ي ما را طلب مي كنند
گرچه زجه ميزني و فرياد مي كشي، انگار صدايت را نمي شنوم
ما خيلي به آرامگاه نزديك شده ايم
بمان
ميدانم كه زخم هاي قلبت محتاج ترحم مهرباني من است.
تنها، سردرگم، گمشده در روياها ؛
عزيزم ؛ اين قرار ما نبود سلام به بچه ها برای دیدن ادامه مطلب رو کلیک کنید
|
About![]()
اسم:نمیگم Archives10/23/2009 - 11/21/20098/23/2009 - 9/22/2009 7/23/2009 - 8/22/2009 6/22/2009 - 7/22/2009 5/22/2009 - 6/21/2009 3/21/2009 - 4/20/2009 2/19/2009 - 3/20/2009 12/21/2008 - 1/19/2009 11/21/2008 - 12/20/2008 10/22/2008 - 11/20/2008 Links
داداش امیر(چی می خوای)
|